تبليغاتX
به نام آنکه اگر حکم کند ما محکومیم
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میـنویسم یادگاری تا بماند روزگاری         نمـانم روزگاری این بماند یادگاری

 

 

آن روز که چون چلچـله تیز پر از بام نیاز من آشفته پرپر بودم،فـریاد من

 

آن نیم نگه بود.وتو مغرورهیچ ندیدی. آن روز که می خواستمت بیشـتر از

 

جان از نغمه جانسـوز برای تو سرودم تـو مـست می وجان بودی ومن باز

 

افسانه چشمان توبودم،امروزکه زنجیرزندان زمانم آن حس جوانی           ج                                                                                                          بـه  د لم زنـده بـه گور اسـت می خواهمت وهیچ نمی گویم از این راز...

  

 

                                       ایـن خواستـنم در پـس دیـوار غـــــرور اسـت.... 

 


    

از طرف کسـی که: تنهاسـت، تنهـا اومـده، تنهـا میمیــره، تنهـاش میـذارن ،تنهــات

 

نمی ذاره تنهـا یـه آرزو داره" تنــــهاش نــذاری"

 


دوست دارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


                                                                                          

 

 

 

 

 

 

 

اردیبـهشـتی ام تــــولـــدت مبـــارک!!!

                                                   Mahsa

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:55  توسط مهسا | 

 

آه

 

چشمانش پراز اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از

برم میروی بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از

چشمانش زدودم و برلبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که پیش

 او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه

 ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری دستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم

 که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به

 دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری

میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم

 و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت

زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم :

به خدا دوست دارم اما....

 

سال خوبی داشته باشید!

 یه سئوال دارم بی معرفت ترین آدم تو زندگیتون کی بوده یا هست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 23:31  توسط مهسا | 
 

 تا آپ بعدی خدانگهدار...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  ســـلام به تمام دوستانی که تا به حـــال به من ســـر زدن باید به

اطلاعتون برســـونم دیگه این غمکده آپدیت نمی شـــه یعنی تا یه مدت

از اونایی که ســـر زدن و تولـــدمو تبریـــک گفتن ممنـــونم

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 16:57  توسط مهسا | 

 

عشـق و ازدواج يعنـي چـه؟ 

امروز مي خوام داستان شيوانا رو براتون تعريف كنم ، خودمم توي يه كتاب خوندم ،گفتم بد نيست شما دوستان گل هم بدونيد...

 

 

روزي شيوانا در مزرعه مشغول به كار بود كه يكي از دانش آموزانش پيش او آمد و گفت:استاد عشــــق يعني چه؟

شيوانا گفت: به مزرعه برو بلندترين درخت را انتخاب كن و آنرا با ارّه ببر و برايم بياور، در ضمن يادت باشد در جنگل به عقب نمي تواني برگردي.

دانش آموز رفت ، فردايش دسته خالي برگشت ،شيوانا گفت پس چي شد؟ كو درختي كه قرار بود برايم بياوري؟

دانش آموز گفت : استاد من هر چه جلوتر مي رفتم درختان بلندتري مي ديدم ، ولي شما گفته بوديد به عقب نمي توانم برگردم من هم دسته خالي آمدم...

روز بعد همان دانش آموز پيش شيوانا آمد و گفت استاد ازدواج يعنـي چه؟

شيوانا گفت : به جنگل برو بلندترين درخت را برايم بياور، در ضمن بازهم به ياد داشته باش كه اين بار هم نمي تواني به عقب برگردي...

دانش آموز رفت و با يك درخت برگشت و به شيوانا گفت : استاد به جنگل رفتم، به اولين درختي كه رسيدم آن را با اره بريدم و برايتان آوردم ، تـرسيـدم هر چه جـلوتـر روم نتـوانـم بـرگـردم...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 13:59  توسط مهسا | 
دلم گرفته...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 سلام به دوستاي گلم اميدوارم حال همتون خوب باشه و اين تابستان گرم رو به خوبي و خوشي پشت سر گذاشته باشيد.

من امروز خيلي خيلي دلم گرفته ، زدم سيم آخر ديگه از دنيا بريدم.

خيلي تنها شدم، خيلي خيلي تابستان بدي برام بوده، يعني تا حالا كه بد بود بقيشم خدا بهتر مي دونه.

البته مي گن :

 

ا ا گه بي پناه شدي،اگه دلت گرفت،اگه شكست،اگه تنها موندي،اگه اشكات سرازير شد اگه...

ا ا ون موقع است كه خدا عاشقت شده...

ا  گه دستت رو نگرفت و باز هم احساس تنهايي كردي...

ا ا ون لحظه است كه داري به خوشبختي نزديك ميشي...

و ولي حيف خودت خبر نداري!!!!

 

اما من اين فكر رو نمي كنم ، آخه اين همه تنهايي واسه چي؟

البته من ناشكري نمي كنم ولي زدم سيم آخر،الهي هيچ كس تنهايي رو حس نكنه.

من هيچ وقت تنها نبودم

خوب ديگه اصلاً حال تايپ كردنو ندارم،اما به اندازه ي اينكه يه دردو دل كرده باشم يه متن مي نويسم اميدوارم هر جا هستيد خوب و خوش و سلامت باشيد.

 

 

جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی …امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن

 

 

به جای سیل اشکي که فردا بر مزارم می ریزی …امروز با تبسمی كوچك شادم کن

 

 

به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم می نویسی …

 

 

امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن

 

 

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا…

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:4  توسط مهسا | 

 

 

الهي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الـهي آرزوهـات تو گرمـاي تابسـتون زندگـي برسنـد و كـال نـمونن،

الـهي دس بلـند نكـرده نقـلاي اجـابت دعـات بريـزه روي سر تـازه عـروساي

 دشـت خوشبـختـي ،

الـهي دس به خـار بزنـي گل بشـه ،

الـهي شمـعدونياي لـب ايـوون شـاديت هيـچ وقـت تب نكنه،برگ هاشون

 بي هـوا زرد نشـه،

الـهي هر وقت خـداي نكـرده بغـض كـردي آنـي بارون بريـزه و جاي تو

 بـغض آسمـون بشكـنه تا سبـك بشـي ،

الـهي اوني كـه دوستـش داري ، بيشتـر از تو دوسـتت داشـته باشـه ،

 بيقـراريش آنقـدر سر به فلـك بكشـه كـه نـه غـرور تـو بشـكنه نـه دل اون ،

اون وقـت اهل آسمـون يـه كـاري كنـن كـه اون همـوني بشـه كـه تـو

 مي خـواي.

كـاش يـه معـجزه اي بـشه ، نمي دونـم مثـلاً يـه پيـغامي از آسمـون واست

 بيـاد يـكي بهـت بگـه كـه مـن چـقدر دوسـت دارم.

ايـن آخـري اگـر بشـه ديـگه هيـچي نمي خـوام. حـالا ديگـه روي ماهـتو

 بـا يـه عشـق عجيب از همـين جـا يعنـي نـزديكـه نـزديك مي بوسـم و

 مي سـپارمت

بـه دسـت اونـي كـه عشقـتو سپـرد دسـت دل مـن....

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 14:35  توسط مهسا | 

 

 

 

 

مامور دفن من ......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ااي مردماني كه مأمور دفن من هستيد:

هنگام مرگ مرا در تابوت سياه قراردهيد تا همه بدانندهر چه سياهي بود كشيده ام!

و دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همه بدانند با خودهيچ  به گور نميبرم..

وچشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانندهميشه چشم انتظار بودم!..

واولين روز بر سرقبرم يخي به شكل قلب قرار دهيد؛كه بجاي معشوق برايم اشك بريزد!

تا به هر جا ميرود تابوت من اين غوغا به پا خيزد و بگويند:

چه سنگين ميرود اين مُرده از بس كه آرزو دارد...!!!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 14:58  توسط مهسا | 
عشق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 از معلمانم در مورد عشق پرسيدم هر كدام جواب هايي دادند:

 

از معلم ادبيات پرسيدم گفت:عشق شعري است كه مانند چشمه جاري در دل تو،سعدي،حافظ و... وجود دارد.

 از معلم رياضي پرسيدم گفت:عشق به صورت هندسه اي است كه همه شما به خوبي از آن مي دانيد.

 از معلم عربي پرسيدم گفت:عشق همان مذكر و مؤنث است.

از معلم فيزيك پرسيدم گفت:عشق جاذبه اي است دوست داشتني در قلب ما انسان ها.

از معلم شيمي پرسيدم گفت:عشق سنگ مذابي است كه به شدت در قلب ما برخورد مي كند.

از معلم زبان پرسيدم گفت:عشق همان I LOVE YOUاست.

از معلم زيست پرسيدم گفت :عشق قتلي است كه از شنيدن آن قلبمان به تپش مي افتد.

از معاون مدرسه پرسيدم گفت:يادم باشد در كارتكس انضباطي يادداشتش كنم.

و در آخر از مدير پرسيدم با لبخندي زيركانه گفت:

اخراج؟! 

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 23:14  توسط مهسا | 

عمیق ترین درد مردن...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن کسی است که

الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزی


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر

روديست که از چشمانت جاری است


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبی است

که به اسفناک ترين حالت شکسته است


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن شانه های محکمی

است که بتوانی به آن تکيه کنی و از غم زندگی برايش اشک بريزی


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان

زندگی است که مجبوری آخرش را با جدايی به سرانجام برسانی

 

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست

که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد

 

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه به دست فراموشی

سپردن قشنگ ترين احساس زندگی است

 

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و

بستن چشمهاست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 13:55  توسط مهسا | 
فروش دل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتمش دل مي خري ؟

 پرسید: چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند.

خنده اي كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود من آمدم او رفته بود!

دل زدستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 21:29  توسط مهسا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ


سلام من مهسا هستم

متولد 9 شهریور

16 سال از خدا گرفتم 16 سال

ديگم كافيه؟!


از اونايي كه به وبلاگم سر ميزنن

ممنونم، خيلي دوستون دارم؛

دمتون گرم!!!




تفصیر عشق :



عشق يعني با تو خواندن از جنون



عشق يعني سوختنها از درون،



عشق يعني سوختن تا ساختن ،



عشق يعني عقل و دين را باختن ،



عشق يعني دل تراشيدن ز گل ،



عشق يعني گم شدن در باغ دل ،



عشق يعني تو ملامت کن مرا،



عشق يعني مي ستايم من تو را ،



عشق يعني در پي تو در به در ،



عشق يعني يک بيابان درد سر،



عشق يعني با تو آغاز سفر ،



عشق يعني قلبي آماج خطر،



عشق يعني تو بران از خود مرا ،



عشق يعني باز مي خوانم تو را ،



عشق يعني بگذري از آبرو ،



عشق يعني کلبه هاي آرزو،



عشق يعني با تو گشتن هم کلام،



عشق يعني شاخه اي گل در سبد ،



عشق يعني دل سپردن تا ابد ،



عشق يعني سروهاي سر بلند ،



عشق يعني خارها هم گل کنند،



عشق يعني تو بسوزاني مرا ،



عشق يعني سايه بانم من تو را ،



عشق يعني بشکني قلب مرا ،



عشق يعني مي پرستم من تو را،



عشق يعني آن نخستين حرفها ،



عشق يعني در ميان برفها،



عشق يعني ياد آن روز نخست ،



عشق يعني هر چه در آن ياد توست،



عشق يعني تک درختي در کوير ،



عشق يعني عاشقاني سر به زير،



عشق يعني بگذري از هفت خان ،



عشق يعني آرش و تير و کمان ....



پیوندهای روزانه
غمکــــــــــــــــده
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
فروش دل
عمیق ترین درد مردن
عشق
اي مأمور دفن من
الهي
عشـق و ازدواج يعنـي چـه؟
آخرین پست غمکده
درد و دل من
بعد از شش ماه......امیدوارم خوشتون بیاد...
تـــــــــولدت مبارک.......
پیوندها
(ستــــاره عاشـــق+ستـــاره تنهـــاي سابـــق)
پــسر عاشـق...
تــــنـهــاي تنهـا...
سيــــنـا...
آلـــفا ...
كــاكـتوس ...
هــــادي ...
احســـان ...
هــــادي ...
يحيــــي ...
بيــــــراهــه...
تنها غريـــب بي كس...
دي جــي عزرايئــــل...
مجــــرم انديشـــه...
احمــــد ...
جــاودانه خواهـــم مـــاند...
علـــي و الهـــام ...
فــــــرهاد ...
محمــــــد ...
ســــــردار عشــــق...
دوست گلــم آيدا...
فرمهــــر ...
افشــــين ...
علـــي ميــرزايي ...
اميـــــر ...
مـــــانـــي ...
عــــــشـــــق...
عشق گمشده...
مصطــفي...
جــور باجــور...
حــامي ...
عاطفــه ...
محمــد ...
جــواد ...
يه عــزيزي هم اســم خودم...
مرتــضــي ...
آرش ...
تقديم به او كه ..... رفت***
زهرا ...
دي جي رپ 089...
رضـــــــــــا ...
كيوان ...
دو تا شيطوووووووووون....
انجمن حمايت از ...
ميثم ...
sms bahal...
محمد جواد ...
قــات پــلــو...
لـــــني...
نازنـــیـــن ...
ميـــــــلاد ...
دنیای اس ام اس های عاشقانه"...
لیــــدا ...
رضــــیه ...
بهــــزاد...
داســــتان زندگــــی من...
تنــــها ترین تنــــها...
حســـــــــــام...
MY LOVE....
آنچه استاد پیمان فتاحی می گوید...
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟...
دست نوشته هاي من...
سمیـــــــــــــــــــــه...
ســـــامــان...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

کداهنگ میخواهی بیاتو